بی آنکه مقدمه چینی کنم که امید من رو وارد بازی یلدا کرده بدون اینکه حتی یه توضیح کوچولو موچولو بده که این بازی وبلاگی اینجوریه که کاملاً رُک و پوست کنده باید ۵ خصوصیت اخلاقی خودت که پنهون مونده رو بگی. امید حتی زحمت این رو به خودش نداده که بنویسد آخر سر هم باید لینک ۵ تا از دوستات رو بزاری که اونا هم باید بازی رو ادامه بدهند. من همه اینا رو با کلی گشتن میون وبلاگها و دیدن پستها و نظرات فهمیدم. یک وبلاگ کاوی معرکه اون هم به مدت بیش از ۲ دقیقه. (آخه از شانس بد من در اون لحظه حتی یه نفر هم تو لیست مسنجر من آن نبود. (نمیدونم پس این ادد لیست ۲۰۸ نفری به چه دردی میخوره) خب قرار شد بیمقدمه عرض کنم پس:
پیش از ۱: منم مثل خیلیهای دیگه چیز پنهون و غیر آشکار خیلی کم دارم. اما چون فاصلهم با دوستان وبلاگ نویس غیر کورد زبانم زیاده برای همین خصوصیات آشکار خیلی کم دارم!.
۱. خیلی بد دهنم و به دنبال کوچکترین بهانه میگردم که سیلی از رکیکیات رو سرازیر کنم. البته عجیبی این عارضه[؟] در اینه که معمولاً یا بهتره بگم همیشه بد دهنی من متوجه دوستامه. یعنی هرکی رو بیشتر دوست داشته باشم بیشتر از بقیه از الطاف من برخوردار میشه.
۲. به شدت خیلی زیاد (تقریباً میشه گفت تا حد شرم آوری) احساستی و دل نازکم. این و یواشکی میگم کسی نخونه ها! (وقتی داشتم منظومه کوردی «مهم و زین» رو میخوندم هق هق گریههام حسابی بلند شده بود)
۳. بچهها. وای باز بچهها. دوست داشتنیترین مشکل همیشگی من. به حدی به بازی کردن با بچهها و غرق شدن در دنیاشون علاقهمندم که اطرافیانم این علاقه من رو یه جور مریضی میدونن. تو هر جمعی که باشم حتی موقعی که مشغول جدیترین بحثها باشیم، کاملاً جدی و مصرانه با جمع در بحث پیش میرم تا وقتی که یه بچه رو ببینم... اونوقته که دیگه همه چی یادم میره و غرق در بازی با بچه میشم. خیلی وقتا سعی میکنم که خودم رو کنترل کنم اما چیکار کنم که نمیتونم.
۴. کلاً رابطهام با جنس مخالف بهتره. دوستان مؤنث من ۲ یا ۳ برابر دوستان مذکرم هستند. البته در دنیای واقعی، در اینترنت دوستانم تقریباً برابرند. سکس رو از الزامات جدایی ناپذیر زندگی میدونم اما نه به هرشرطی. (اولین سکس من با جنس مخالف در ۲ سالگیام بوده[!] که البته اون یه بازی بود اما از اون زمان تا حالا این رابطهها قطع نشدهاند ![]()
۵. خیلی دوست دارم که هر شب تا نزدیکیهای صبح (مثلاً ساعت ۵ یا ۵ و نیم) بیدار بمونم و در عوض تا ظهر بخوابم. اما گویا قراره که این آرزو را با خود به قعر قبر ببرم.
ادامه دهندگان بازی که از جانب من معرفی میشوند به این قرارند: مهتا و بهزاد اسفندی و کسری پیرو و فرسان و امان
آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم. آنقدر مرد نیستم که بتوانم سیگار را ترک کنم.
كاتژمێر 9ی دوا ئێوارهی 9ی گهلاوێژی 2706 دوا جگهرهی ژیانم داگیرساند.
ئهو جگهرهیهی پێش تهواو بوون كوژاندمهوه!!
.katjimêr 9î diwaêwarey 9î gelawêjî 2706 diwa cigerey jiyanim dagîrsand
!!ew cigereyey pêş tewaw bûn kujandmewe
این متنیست که چند روزیست روی تکه کاغذی نوشته و روی شیشه یکی از قفسههای کتابخانهام چسباندهام. معنی آن این است:
ساعت ۹ شب ۹ مرداد ۱۳۸۵ آخرین سیگار زندگیام را روشن نمودم.
همان سیگاری که قبل تمام شدن خاموشش کردم!!

استرس زن گرفت. قشرق (کلنجار) کار کرد. ژنرال نیز خیلی کار کرد. بیسرزمین خندید. فریاد نیز بیشتر خندید. والسلام نامه تمام.
به خاطر دلایل فوق از آن شدن معذوریم لطفاْ سؤال نفرمائید.
ابتدا در مورد عنوان این پست بگم که کلی با خودم کلنجار زدم تا بالاخره این عنوان ($ 000 000 50) را بین دیگر عناوین برای این پست انتخاب کردم. دیگر عنوانهایی که برای این پست در نظر داشتم اینها بودند: ۱۰۰ روز کار مداوم، هزار ساعت شمارش تراول چک صد هزاری، همه را آب میبرد فلسطین را پول! و غیره...
چند روز پیش یک بحث داغ و جاندار سیاسی در منزل داشتیم (میان من و پدر و برادران و خواهرانم) بحث بر سر قضیه $ 000 000 50 بود که دو دستی تقدیم فلسطینیها شده بود. ناگهان مادر پیرم پرسید: $ 000 000 50 یعنی چقدر پول؟ که طبق معمول در جواب دادن گوی سبقت را ز بقیه گرفتم و با ذهن ریاضیای که دارم به این شکل برای مادرم $ 000 000 50 را مجسم کردم: اگر $ 000 000 50 را به تومان تبدیل کرده و بعد تمام پولها را تبدیل به تراول چک ۰۰۰ ۱۰۰ تومانی کنیم و در هر ۱۲ دقیقه یک بسته از آن را بشمارید. یعنی در هر ساعت ۵ بسته صدتایی از تراول چک صدهزاری. و اگر در هر روز ۱۰ ساعت را به شمردن بپردازی، دقیقاْ ۱۰۰ روز طول خواهد کشید تا همه آن پول را بشمارید.
پ.ن.:.:. برای اینکه محاسبه را سریعتر انجام داده باشم، هر دلار را هزار تومان فرض کردم.
گویند که روزگاری یوسفِ پیامبر ادعا همینمود که: ز من خوش تیپتر در عالم نباشد! شیطان بر این حرف وی خرده بگرفت که: ای مرد مباش مغرور کز تو خوش تیپتر بسیست در عالم، لیک ز من زشتتر هرگز نباشد! دعوی آن دو چون بالا بگرفت، حکمیت را نزد خدای بردند. یوسف ابتدا به اندرون شتافت و خدایش را ز آنچه بین آن دو ست آگاه نمود. خدای رو به یوسف چنین گفت: الا ای یوسفا! نگران نباش کز تو خوش تیپتر تاکنون به خلقت در نیآوردهام. (البته خدا زیر لب نجوا کنان چیزی گفت که یوسف نشنید. خدا گفت: به استثناء کلنجار.!!!) لذا یوسف خندان و شادان بیرون بیآمد و سپس شیطان به اندرون شد. اندک زمانی بعد... شیطان ناراحت و عصبانی بیرون آمد. یوسف ازو پرسید: هان چه شده است که چنین مضطرب به نظر همیرسی؟ شیطان گفت: کاش میدانستم که این احمدی نژاد کیست!

خیــال انگیــز و جان پــرور، چــــو بوی گل سراپایی
نــداری غیــر از این عیبی، که میدانی که زیبایی
مــن از دلبستگیهای تــــــــــــو با آیینه، دانستم
که بــــــر دیدار طاقت سوز خود، عاشقتر از مایی
به شمـع و مــاه حاجت نیست بــزم عاشقانت را
تــــــو شمع مجلس افروزی، تو ماه مجلس آرایی
منم ابــر و تویی گلبن، که میخندی چو میگریم
تــویی مهر و منم اختر، که میمیرم چـــو میآیی
مـــراد مــا نجـــــویی، ورنه رنــدان هوس جــــو را
بهــــار شــادی انگیــــزی، حـریف باده پیمــــــایی
مَــــهِ روشن، میــان اختــــــران پنهــان نمیمانـد
میــان شاخــههای گل، مشــو پنهان کــه پیدایی
مـرا گفتی: که از پیـر خـــــــــرد پرسم علاج خـود
خــــــرد منع من از عشق تو فرماید، چه فرمایی؟
مــــن آزرده دل را، کس گــــــره از کـــــار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی
رهی، تا وارهی از رنج هستی، ترک هستی کن
کــــه با این ناتوانیها، به تــرک جــــــان توانایی.
شعر از: رهی معیری